آیا آیات قران تاثیر گذارند ؟
چند داستان و حکایت درباره ی تاثیر قرآن:
حکایت پیامبر(ص) با مرد عرب:
در حدیثی آمده مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد: گفت از آنچه خداوند به تو یاد داده به من بیاموز، پیامبر صلی الله علیه و آله سوره زلزال را برای او خواند. تا به این آیه شریفه رسید «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره»کسی که ذره ای کار نیک یا بد را انجام دهد آن را می بیند.او گفت: همین آیه یا همین سوره مرا کفایت می کند، پیامبر صلی الله علیه و آله درباره او فرمودند: او را به حال خودش واگذارید "رجع فقیها" او فقیه شد و بازگشت.
حکایتی از اصمعی:
زمخشری در تفسیر کشّاف از اصمعی نقل می کند که از مسجد بصره بیرون آمدم ناگهان چشمم به یک عرب بیابانی افتاد که بر مرکبش سوار بود. وقتی با من روبرو شد گفت: از کدام قبیله ای؟! گفتم از بنی اصمع گفت از کجا میآیی؟ گفتم:از آنجا که سخن خداوند رحمان(قرآن) را می خوانند گفت برای من هم بخوان!
من آیاتی از سوره و الذّاریات را برای او تلاوت کردم تا به آیه «و فی السماء رزقکم و ما توعدون»(9) رسیدم گفت: کافی است! و برخاست و شتری که با خود داشت قربانی کرد و گوشت آن را در میان نیازمندان تقسیم نمود، شمشیر و کمانش را نیز شکست و کنار انداخت و رفت این داستان گذشت. تا اینکه من(اصمعی) با هارون الرشید به زیارت خانه خدا می رفتیم و مشغول طواف بودیم ناگهان دیدیم کسی با صدای آهسته مرا فرا خواندنگاه کردم دیدم همان مرد عرب است، لاغر شده و رنگ از صورتش پریده است پیدا بود که عشق آتشین بر او چیره گشته و او را بی قرار ساخته است وقتی مرا دید سلام کرد و گفت بار دیگر همان سوره ذاریات را برایم بخوان! هنگامی که به همان آیه رسیدم فریادی زد و گفت ما وعده خدای خود را به خوبی یافتیم، سپس گفت: آیا بعد از این هم آیه ای هست من آیه بعد را خواندم. «ربّ السّماء والارض انّه الحق»(10)
بار دیگر فریادی زد و گفت «یا سبحان الله من ذاالّذی أغضب الجلیل حتی الجئوه الی الیمین.»
یعنی راستی عجیب است، چه کسی خداوند جلیل را به خشم آورده که این گونه سوگند یاد می کند آیا سخن او را باور نکردند که ناچار از قسم شده این جمله را سه بار تکرار کرد و بر زمین افتاد و مرغ روحش به سوی آشیان ملکوت پرواز کشید.
حکایت فضیل بن عیاض:
«فضیل بن عیاض» مردی متظاهر به فسق بود، بر سر راه کاروان های تجاری و مسافرتی قرار می گرفت و بازور و تهدید اموال کاروانیان را به غارت می برد، دزدی قهار و چیره دست بود و تمام مردم او را با همان صفاتش می شناختند او که از راه دزدی اموال فراوانی را بدست آورده بود و از وضع مالی مناسبی برخوردار بود، شبی برای دزدی به خانهای به قصد دستبرد زدن وارد شد.
صاحب منزل در حال قرائت قرآن بود که فضیل با طرح و نقشه قبلی روی دیوار منزل قرار گرفت. همین که خواست وارد خانه شود، قرائت قرآن صاحب منزل توجهاش را جلب نمود.
صاحب خانه، این آیه را تلاوت کرد که:
«الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله»(14)
آیا وقت آن نرسیده است که قلب های کسانی که ایمان آورده اند با یاد خدا خاشع شود.
فضیل بن عیاض با شنیدن این آیه تمام وجودش شعله ور شد و از دیوار پایین آمد و مثل اینکه این آیه بر او نازل شده باشد تحت تأثیر قرار گرفت، سرانجام از عالم حیوانی به عالم انسانی درآمد و در جمع مهاجران حقیقی به سوی خدا قرار گرفت وی با یک تصمیم جدی از تمام گناهان خود توبه کرد و دست از قمار و شراب و شهوت رانی کشید و تا جایی که صاحبان اموال بدست آمده از راه دزدی را می شناخت راضی کرد و اموال را باز گرداند به طوری که امروزه در عرفان او را در زمره زهاد بزرگ به حساب می آورند
راوي گويد:«ابواميد» را ديدم كه در هر موضع از مسجد الحرام دو ركعت نماز ميخواند. سؤال كردم اين چه كاري است؟ چرا در يك جا نماز نميگزاري؟
جواب داد: زيرا مكانهايي كه در آنها نمازميگزارم در قيامت براي من گواهي ميدهند و اين آيه را قرائت كرد:
«يومَئذٍ تُحَدِّثُ اَخبارَها؛
روزي كه زمين به حوادث خود خبر ميدهد





کافیست با روح تسلیم و ایمان و عشق به واقعیت و به دور از لجاجت و کینه به قرآن نگریست . آنگاه خواهید دید قران را ه چاره ی همه چیز است . خواهید دید قران سازنده ی شخصیت و پرورش روح است همه ی امور برای شما روشن می شوند. حس خواهید کرد با خواندن قران به قلبتان نفوذ می کند و مایه ی آرامشتان است.