توجه توجه جدی بگیرید ( به بهانه ماه شعبان )

    (( سرباز گیری مصلح کل جهان حضرت صاحب الزمان (ارواحنا فداه ) شروع شده است ))

((  مواظب باشید از این قافله ی نور عقب نمانید  ))

اکنون که در ظهور صغرای امام زمان قرار گرفته ایم و لحظه به لحظه به ظهور کبرای آن حضرت نزدیکتر می شویم ، به یقین سربازگیری حضرت برای آن انقلاب جهانی شروع شده و موقع آن رسیده است که هرچه زودتر از خواب غفلت بیدارشویم.

آیا متوجه علایم ظهور نشده اید ؟

طلوع آفتاب نزدیک است ، حتی دیگر وقتی برای وضو گرفتن نیست بلکه باید تیمم کرد و خود را به کاروان عشق رسانید.

  (( شما خوابید ، مجنون فکر یار است ))

ما فکر می کنیم خبری نیست ولی اگر چشم دل را باز کنید متوجه نور تابان حضرت مهدی (عج )خواهید شد که که هم اکنون افق جهان را تا حدود زیادی روشن کرده است.

 ((  اولیا خدا باخبرند  ))

آنان که در این جلسه ی امتحان دنیا عهدی را که با مولای خویش در عالم ذر بسته اند به هیچ عنوان زیر پا نگذاشته و دست بیعت با غیر صراط مستقیم نداده اندو اکنون نیز دستشان در دست امام زمانشان است ، آنها می دانند و می گویند:(( آماده با شید خود را بسازید ، به هل من ناصرینصرنی صاحب خود لبیک بگویید ،و از قافله نور عقب نمانید . ))

 ((  اندکی صبر سحر نزدیک است  ))

ما نمی گوییم ، اهل دل می گویند (( ما به ظهور امام زمان این محبوب حقیقی انسانها نزدیک شده ایم ))

ما نمی گوییم ، بیداری مردم دنیا و قیام آنها برعلیه دجال زمان و شورش آنها بر علیه جنگ و خشونت این را ثابت کرده است.

مانمی گوییم ،دعای ندبه روزهای جمعه می گوید ، مهدیه ها می گویند ، جمکران و آن جمعیت چند میلیونی زائران عاشق آن می گویند که (( خبری هست که عالم به سخن آمده است ))

ما نمی گوییم ، حافظ قرآن پنج ساله از زبان قرآن می گوید (( که دیگران ظهور را دور می بینند ولی ما آن را نزدیک می بینیم .))

ما نمی گوییم ، بلکه خود امام زمان که جان همه به قربانش باد می گوید :(( الوقت قددنا ، الوقت قددنا )) یعنی (( حقیقتا ظهور نزدیک است ، ظهور نزدیک است )) و اگر شیعیان ما در راه وفای به عهد و پیمان ما هم دل می شدند ، میمنت دیدار ما از ایشان عقب نمی افتاد ))

و شما که می گویید : (( یعنی می شود من هم ؟!!! ))

(( پس آگاه باشید که سریعتر نام خود را در لیست اسامی یاران نزدیک حضرت ثبت نمائید ))

شرایط ثبت نام

1 ) داشتن قلب پاک و مهربان

2) انجام واجبات و ترک محرمات

3) تزکیه ی نفس که این مهمترین شرط یاری حضرت است.

4) تشویق دیگران به سوی آن یار مهربان ( امر به معروف و نهی از منکر)

زمان ثبت نام

خیلی وقت است که شروع شده ، نکند تا به حال غافل بودی ! (( ولی به لطف حضرت باز هم پذیرش داریم ))

مکان ثبت نام :دل خودتان

تبصره ی 1 : اگرچه اکثر یاران حضرت جوان هستند در این ثبت نام محدودیت سنی وجود ندارد. ضمنا هم از زن و هم از مرد ثبت نام به عمل می آید.

تبصره ی 2 : کسانی که استاد و مربی اخلاق و راهنمای تزکیه ی نفس ندارند پذیرفته نمی شوند .( مگر این که خود حضرت استثنایی قائل شوند )

تبصره ی 3 : مدرک تحصیلی لازم نیست ، ملاک برتری در انتخاب ، تقوا و مراحل کاملات انسانی است .

نکته آخر : لازم به تذکر است ، فرصت بسیار کم است .و باز تاکید می کنیم که (( حضرت در انتظار است . ای منتظر کجائی ؟؟؟ ))

این ها عزیزانی هستند که به ندای هل من ناصرینصرنی صاحب خود لبیک گفته اند  :   شما چه طور ؟

۱-  سید

۲ـ  چشم به راه

۳- حانیه

۴- نادر

۵- راحیل

۶- شقایق منتظر

۷- زهرا

۸- نازنین

۹ـ  امیر

۱۰-  نیلوفر و حامد

۱۱- وصال

۱۲ - سمانه

۱۳ - حمید طاهری

۱۴ - سید هادی

۱۵ - مهدیه

۱۶ - سمیرا

۱۷ - تک ستاره

۱۸ - مهشید مومنی

۱۹ - سعیده

۲۰ - مخوف

 

آثار و فواید حفظ قرآن

حفظ قرآن مانند تلاوت آن آثاري فراوان و ارزنده دارد. برخي از آثار حفظ آيات قرآن مجيد، عبارت است از:

1.پاداش اخروي

حافظان قرآن در بهشت جايگاهي والا دارند و پاداش آنان دو چندان خواهد بود. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: درجات بهشت به تعدد آيههاي قرآن است. وقتي كه صاحب قرآن وارد بهشت شود، به وي ميگويند بخوان و بالا برو، كه هر آيهاي را درجهاي است. پس برتر از درجة حافظ قرآن درجهاي نيست.

همچنين در روايات بيان شده كه حافظان قرآن توان شفاعت كردن ديگران را نيز دارند.

2. هدايت انسان

تلاوت و انس با قرآن از سفارشهاي مكرر معصومان ـ عليهم السّلام ـ است و حفظ قرآن به طور طبيعي به انس با آيات الاهي ميانجامد؛ زيرا حافظ قرآن بايد براي تثبيت محفوظات قرآنياش دست كم روزي چند بار به قرائت قرآن بپردازد. معصومان ـ عليهم السّلام ـ حافظان قرآن را به تكرار آيات الاهي فراخوانده، يادآور شدهاند همان گونه كه شتر بسته شده در يك نقطه ـ چنانچه مورد ديدار پياپي صاحبش واقع نشود. ـ جايگاهش را ترك ميكند، محفوظات حافظ قرآن نيز ـ اگر پيوسته مورد مراجعه و تكرار قرار نگيرد از خاطر زدوده ميشود.[1] بنابراين، حافظ ناگزير با قرآن انس ميگيرد وزمينه هدايت و سعادتش فراهم ميآيد. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: هيچ كس با قرآن هم نشين نميشود مگر اين كه از كنار آن با افزايش يا كاهش برميخيزد: افزايش هدايت يا كاهش گمراهي.[2]

نفوذ قرآن در جانها و پديد آوردن تحول در شخصيت افراد نيز از آثار سازندهي تلاوت و حفظ قرآن است. بسياري از مردم با تلاوت يا شنيدن آهنگ دلنشين قرآن مسير زندگي خود را تغييرداده، سمت سعادت و كمال رهنمون شدند.[3] 

۳. آرامش روحي

ياد خدا تأثير بسزايي در روان آدمي دارد و دلها در پرتو آن آرام ميگيرد. خداوند متعال ميفرمايد:

«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[4]

آگاه باش، دلها با ياد خدا آرام ميگيرد.

يكي از نامهاي قرآن ذكر است. تلاوت و حفظ قرآن نوعي ذكر خداوند است كه انسان در پرتو آن از هجوم بسياري از فشارهاي رواني و اضطرابات دروني مصون ميماند. پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ ميفرمايد: مثل قرآن مثل كيسهي سربستهي پر از مشك است. اگر آن را باز كني، بوي مشك فضا را معطر ميسازد و اگر به حال خود رها سازي، سود نميبخشد. قرآن نيز، چنانچه به تلاوتش روي آوري، فضا را از عطر خود آكنده ميسازد و روان را نشاط ميبخشد؛ و اگر تلاوت نكني، در سينهات پنهان ميماند.[5]

4. بهترین انیس

كتاب بهترين هم نشين تنهايي است و قرآن زيباترين، عميقترين و با نفوذترين كتاب شمرده ميشود. امام سجاد ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: اگر همهي مردم روي زمين از دنيا بروند، تا وقتي قران با من است، از هيچ چيز وحشت ندارم.[6]

5. فهم بهتر قرآن

مهمترين و عمدهترين اثر حفظ قرآن درك بهتر آن است. حافظ به سبب تسلط بر همهي آيات، ارتباط آنها را نيك در مييابد و در پرتو آن دركي بهتر و درستتر از قرآن به دست ميآورد.

هر چه حافظ قرآن بر آيات و ارتباط وبازيابي آنها مسلطتر باشد، بهتر ميتواند نظر قرآن دربارهي يك موضوع را به دست آورد. پس مفسران حافظ قرآن، بهتر ودقيقتر ميتوانند قرآن را تفسير كنند و تفسيرشان از تفسير مفسران غير حافظ جامعتر و دقيقتر است.

6. همنشيني با فرشتگان:

عن ابي عبدالله ـ عليه السّلام ـ قال:

اَلْحافِظُ للْقرْآنِ الْعامِلُ بِه مَعَ السَّفَرةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ.[7]

«حافظ قرآن كه بدان عمل كند، در آخرت رفيق و همراه فرشتگان و سفيران الهي خواهد بود.»

7. غنا و بي نيازي:

قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :

اَغْنَي النّاسِ حَمَلةُ الْقُرآنِ مَنْ جَعَلهُ اللهُ تَعالي في جَوْفِهِ[8].

بي‌نيازترين مردم حاملان قرآن مي‌باشند، آن كسان كه خداي تعالي قرآن را در سينة آنها جاي داده است.

قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :

مَنْ اَعطاهُ اللهُ الْقُرآنَ فَرَاي اَنَّ رَجُلاً اُعْطِيَ اَفْضَل مِمّا اُعْطي فَقَدْ صَغَّرَ عَظِيماً وَ عَظَّمَ صَغيراً.[9]

هر كسي خداوند قرآن را به او داد و چنان پندارد كه به مردي بهتر از او چيزي داده‌اند، خير بزرگي را كوچك شمرده و كوچكي را بزرگ دانسته است.

8. موجب آمرزش گناهان:

قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :

مَنْ قَرَأَ الْقُرآنَ عن حِفْظِهِ ثُمَّ ظَنَّ اَنَّ الله تَعالي لا يَغْفِرُ لَهُ فَهُوَ مِمَّنْ اسْتَهْزِءَ بِآياتِ الله.[10]

«كسي كه قرآن را از حفظ بخواند و گمان كند كه خداوند متعال او را نمي‌آمرزد، در واقع از جمله كساني است كه آيات خداوند را مورد استهزاء و تمسخر قرار داده است.»

9. نجات از عذاب الهي:

لا يُعَذِّبُ اللهُ قَلباً وَعَي الْقُرآن.[11]

«خداوند متعال قلبي كه قرآن در آن باشد را عذاب نمي‌كند.»

10. قبولي شفاعت:

همانطور كه خود قرآن در حق مؤمنان شفاعت مي‌كند، حافظ و حامل قرآن نيز توان شفاعت را دارد:

قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :

مَن قَرَاَ الْقُرآنَ حَتّي يَسْتَظْهرَهُ وَ يَحْفَظَهُ اَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ و شَفَّعَهُ في عَشْرَةٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِهِ كُلِّهِمْ قَدْ وَجَبَتْ لَهُمُ النّارُ[12]

«هر كه (آنقدر) قرآن بخواند تا حفظ شود، خداوند او را به بهشت داخل خواهد كرد و شفاعتش را درباره ده نفر از خانواده‌اش كه آتش جهنم بر آن واجب شده، مي‌پذيرد.»

11. آبادي و احياء قلب:

همانطوري كه خانه ويران نزد مردم بي‌ارزش است، دلي خالي از قرآن نيز پيش خداوند بي‌ارزش است.

قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :

اِنَّ الَّذي لَيْسَ في جَوفِهِ شَيْءٌ مِنَ الْقُرآنِ كَالْبَيْتِ الْخَراب.[13]

«كسي كه در درونش چيزي (سوره يا آيه‌اي) از قرآن نباشد، همانند خانه ويران است.»

12. انس با قرآن و تلاوت آن موجب احياء و شادابي دل مي‌شود.

عن كثير بن سليم قال قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :

يا بُنَيَّ لا تَغْفَل عَنْ قَرائَةِ الْقُرآن، فَأِنَّ القُرآنَ يُحيي الْقَلْبَ و يَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغِي.[14]

كثير بن سليم مي‌گويد: رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:

اي پسر! از قرائت قرآن غفلت مكن كه قرآن دل را زنده مي‌كند و از فحشاء و نادرست و ستم باز مي‌دارد.

13. بالاترين درجات در بهشت:

قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :

فَاِذا دَخَلَ صاحِبُ القُرآنِ الْجَنَّةَ قَيلَ لَهُ: اِقْرَأ وَارْقَ، لِكُلِّ آيَةٍ دَرَجةٌ فَلا تَكُونُ فَوقَ حافِظِ القُرآنِ دَرَجةٌ.[15]

هنگامي كه صاحب قرآن داخل بهشت شود، به او مي‌گويند بخوان و بالا رو، پس برتر از درجة حافظ قرآن درجه‌اي نيست.

14. نجات از تنهايي:

زندان تنهايي، ناخود آگاه در انسان ترس و وحشت ايجاد مي‌كند و در اين موقعيت انسان نياز به دوست و همراهي دارد، بهترين مونس و همدم آدمي در تنهايي كتاب است و چه كتابي زيباتر و عميق‌تر و با نفوذتر از قرآن؟

قال علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ :

لَوْ ماتَ مَنْ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ اَنْ يَكُونَ الْقُرآنُ مَعي[16].

امام علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ فرمود:

«اگر همه مردم كه در ميان مشرق و مغرب عالم زندگي مي‌كنند، بميرند و قرآن كريم با من باشد، احساس ترس و وحشت نمي‌كنم.»

15. در زمره بزرگان و بهترين افراد جامعه:

پيامبر بزرگوار اسلام در اين باره مي‌فرمايد:

اَشْرافُ اُمَّتي حَمَلَةُ الْقُرْآنِ وَ اَصْحابُ اللَّيلِ.[17]

«بزرگان امت من حاملان قرآن و نماز شب خوانان مي‌باشند.»

در روايت ديگر مي‌فرمايد:

فَضْلُ حَمَلَةِ الْقُرآن عَلَي الّذي لَمْ يَحْمِلْهُ كفضل الخالق عَلَي المخلوق.[18]

«فضيلت و برتري حاملان[19] قرآن بر كسي كه سعادت حمل قرآن را نيافته، مانند برتري آفريدگار بر آفريدگان است.»

16. دريافت پاداش پيامبران:

حاملان قرآن، چون با كلام خداوند انس و الفت دارند و سعي مي‌كنند، خود نيز متخلق به اخلاق قرآن و متادّب به آداب الهي باشند، مرگ و حشر و نشر آنها همانند پيامبر است:

قالَ رَسُولُ الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :

اِنَّ اَكْرَمَ العِبادِ اِلَي اللهِ بَعْدَ الأنبياءِ، العُلَماءُ ثُمَّ حَمَلَةُ القُرآن، يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنيا كَما يَخْرُجُ الانبياءُ وَ يُحْشَرُونَ مِنْ قُبُورِهِم مَعَ الأنبِياءِ وَ يَمُرُّون عَلَي الصِّراطِ مَعَ الأنبِياءِ و يُأخُذُونَ ثَوابَ الأنبِياءِ.[20]

پيامبر اسلام فرمود:

«همانا بهترين بندگان نزد خدا بعد از پيامبران علما هستند و سپس حاملان (قاريان و حافظان) قرآن، آنان همانند انبيا از دنيا مي‌روند، همراه آنان از قبرها برانگيخته مي‌شوند، در كنار آنان از صراط مي‌گذرند و پاداش انبياء را (از خداوند)دريافت مي‌كنند.»

17. سرشناسان اهل بهشت:

اهل قرآن همانطور كه در دنيا مورد تكريم و احترام مردم هستند در بهشت نيز گرامي و محبوبند.

قال رسول الله(ص):

حَمَلَةُ القرآنِ عُرَفاءُ اَهْلِ الْجَنَّة[21]

«حاملان قرآن، سرشناسان اهل بهشت‌اند.

 

 

 پاورقی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] . پيامبر اسلام(ص) ميفرمايد: انما مثل صاحب القرآن كمثل الابل المعلقة اذا عاهد عليها أمسكها و ان أطلقها ذهبت و اذا قام صاحب القرآن فقرأه بالليل و النهار ذكره و اذا لم يقم به نسيه. (صحيح مسلم، ج 1، ص 544).

[2] . ما جالس هذا القرآن احد الا قام عنه بزيادة أو نقصان: زيادة من هدي أو نقصان من عمي. (نهج البلاغه، خ 175).

[3] . برخي از دانشمندان در اين زمينه كتابهاي مستقلي نوشتهاند و حكايات آموزنده بيشماري گرد آوردهاند، مانند كتاب نمونههايي از تأثير و نفوذ قرآن، نوشتهي علي كريمي جهرمي.

[4] . رعد، 13: 28.

[5] . عن رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ : ان القرآن مثله كمثل جراب فيه مسك قد ربطت فاه فان فتحته فاح ريح المسك و ان تركته كان مسكا موضوعا مثل القرآن ان قرأته و الا فهو في صدرك. (كنز العمال، ح 2323).

[6] . لومات من بين المشرق و المغرب لما استوحشت بعد أن يكون القرآن معي. (بحار، ج 46، ص 107).

[7] . اصول كافي، ج 4، ص 404.

[8] .كنز العمال، ج 1، ص 510.

[9] . همان.

[10] . مستدرك الوسائل، ج 2، ص 294.

[11] . آثار الصادقين، ج 17، ص 247.

[12] . مجمع البيان، ج 1، ص 45.

[13] . كنز العمال، ج 1، ص 553.

[14] . كنز العمال، ج 2، ص 291.

[15] . بحار الانوار، ج 92، ص 22.

[16] . بحار الانوار، ج 46، ص 107.

[17] . سفينة، ج 2، ص 415.

[18] . كنز العمال، ج 1، ص 515.

[19] . حامل قرآن معناي گسترده‌اي دارد كه قاريان مفسران قرآن را نيز در بر مي‌گيرد.

[20] . بحار، ج 92، ص 17.

[21] . وسائل الشيعه، ج 6، ص 175.

یش بینی تغیر در خلق توسط انسان

تغیر در خلق توسط انسان

در قـرآن دو مـقـوله «تـبـديـل» و «تـغـيـيـر» هـسـت. «تغـيير» به معنی: ايجاد دگرگونيهائی در شئ، و «تبديل» به معنی: عوض کردن کلی شئ (يعنی: عـوض نمودن ماهـيت و هـويت آن) است. قــرآن «تبديل» پـديـده ها را خارج از توان انسان دانسته (لا تبديل لخلق الله) و تاکنون نيز کسی موفـق به تغيير "هـويت و ماهـيـت" چيزی نـشـده، ولی ايـجـاد «تـغـيـيـر» را پيش گوئی کرده است. و اين چيزی است که در عصر ما فعلاً انسان به آن نقطه رسيده و دست به چنين کاری می زند. مثلا کسانی هستند که نمودهـای مردانگی خود را برمی دارند و نمودهای زنانگی می دهند و همينطور برعکس.

ضمن اينکه هر دو پيش بينی قرآن درست درآمده ترتيب آنها نيز همانطور که آنرا گفته اتفاق افـتاده است. يعنی ابتدا گوش دامها را منگنه کردند و بعد افراد را دستکاری کردند. البته احتمال اين نيز هست که منظور آيه اين باشد که انسان گوش دامها را خواهد بريد و برای ايجاد تغييرات در افراد از آن استفاده خواهد کرد.

آیات مشابه ( اولو )

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ

و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد مىگويند نه بلكه از چيزى كه پدران خود را بر آن يافتهايم پيروى مىكنيم آيا هر چند پدرانشان چيزى را درك نمىكرده و به راه صواب نمىرفتهاند [باز هم در خور پيروى هستند     170/ بقره


وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ

و چون به آنان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر[ش] بياييد مىگويند آنچه پدران خود را بر آن يافتهايم ما را بس است آيا هر چند پدرانشان چيزى نمىدانسته و هدايت نيافته بودند    104/مائده


 وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ

و چون به آنان گفته شود آنچه را كه خدا نازل كرده پيروى كنيد مىگويند [نه] بلكه آنچه كه پدرانمان را بر آن يافتهايم پيروى مىكنيم آيا هر چند شيطان آنان را به سوى عذاب سوزان فرا خواند    21  / لقمان


أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ

آيا غير از خدا شفاعتگرانى براى خود گرفتهاند بگو آيا هر چند اختيار چيزى را نداشته باشند و نينديشند  43 / زمر

 

حضرت آدم ( ع ) در قرآن

لقب : خلیفه الله

کنیه :ابوالبشر

معنای اسم : آدم =آفریده شده از سطح زمین

پدر و مادر : خداوند متعال آدو را از خاک آفرید و جان در او دمید

تاریخ ولادت : قبل از هبوط آدم

مدت عمر : 93۰ سال

محل هبوط : آن حضرت در کوه صفا و بنا به قول مشهور در کوه سراندیب فرود آمد

محل دفن : نجف اشرف در شهر عراق

نسب : نخستین انسان و پیامبری است که سرگذشت او در قران ذکر شده است و سرآمد مخلوقات است

تعداد فرزندان : آن حضرت فرزندان زیادی داشت


در ادامه ی مطلب ضمن بررسی زندگی حضرت آدم ( ع )  در قرآن مطالب زیر را هم خواهید خواند

تعداد تکرار کلمه آدم در قرآن

عَلَم شخص يا عَلَم نوع؟

كيفيت خلقت

يك آدم يا چند آدم؟

پاسخ به سه سؤال

آيا آدم پيغمبر بود؟

انسان كنونى از كى پيدا شده؟

آخرين پديده روى زمين

 

ادامه نوشته

آنها چه کسانی هستند ؟

آیا می دانید منظور از این افرادی که در قرآن آمده اند چه کسانی هستند

اگر نمی دانید می توانید برروی هر کلمه کلیک کنید


انعمت علیهم  ـ مغضوب علیهم ـ  ضالین ـ  متقین ـ کافران ـ  منافقان 

 ـ  فاسقین  ـ  صابئان ـ  اسباط  ـ  سفهاء ـ  امت وسط  ـ 

 حواریون  ـ   ربیون  ـ  ابن السبیل  ـ   محصنات  ـ   اصحاب سبت  ـ

  اولوالامر   ـ  مستضعفین  ـ   احبار  ـ   قسّیسین  ـ   اصحاب

 اعراف   ـ  تابعین   ـ  اولیاء الله   ـ  اراذل  ـ   اولوبقیه   ـ  معقبات

( در سوره ی رعد )  ـ   متوسمین   ـ  اصحاب الایکه  ـ   اصحاب

الاحجر   ـ  مستکبران  ـ   اهل ذکر  ـ   مخلصین  ـ   اولوالنّهی  ـ 

 مجوس  ـ   مخبتین  ـ   خبیثات و خبیثون  ـ   اولی الاربه   ـ  من

الرجال  ـ   اصحاب الرّسّ   ـ  افاک اثیم  ـ   معاجزین   ـ  متکلفین   ـ

  اصحاب صفه   ـ  قوم تُبّع   ـ  خرّاصون  ـ   کراما کاتبین  ـ   اصحاب

المیمنه  ـ   صدیقون  ـ   مطففین  ـ   اصحاب الاخدود  ـ   نفاثات

آموزش روخوانی و روانخوانی

 

(( يكي از درهاي ورود به اقيانوس پرنعمت و بركت قرآن فراگيري روخواني قرآن است ))

آموزش رو خوانی و روانخوانی قرآن همراه با مثال در ادامه مطلب

ادامه نوشته

آموزش صوت و لحن

 

قال رسو ل الله (ص):

                 حَسّنوالقرآنَ بِاَصواتِكم فانَّ الصّوتَ الحَسَنَ يَزيدُالقرآنَ حَسَنا

        قرآن را با صداهايتان نيكو كنيد چون صداي زيبا زيبايي قرآن را بيشتر مي كند.

پيامبر اعظم (ص) :

                    زََيّنوالقرآن با صواتِكم؛قرآن را با صداهاي (نيكوي)خويش بياراييد

 

 

 

برای دیدن تمام موارد زیر می توانید به ادامه مطلب بروید:

موسیقی دستگاهی ایران در تلاوت قرآن

مشروعیت هنر قرائت

موسیقی شرقی و ویژگی‌های آن

دستگاه‌های موسیقی ایران و مقام‌های موسیقی عرب

وجه تشابه موسیقی عربی و ایرانی

مقام‌های موسیقی عربی مورد استفاده در قرائت

جمع‌بندی (ترس از تغییر لحن و آشنا نبودن قاریان قرآن به موسیقی)

تعريف و چگونگي ايجاد صوت

 

ادامه نوشته

آری قرآن معجزه است

به عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست. سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد. درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند. سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمانها و زمين است و آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که ماقرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.

از طرفی هر انسان غیر مسلمانی که بدون تعصب و غرض قرآن را بخواند بر نظم و آهنگ دلنواز آن اذعان دارد. این خود شاهدی بر اعجاز کلامی قرآن است چرا که قرآن وحی بر پیامبری بی سواد بوده است. ولی چنان آهنگ کلامی قرآن زیبا بوده و چنان معانی آن بر دل می نشسته که اعراب زمان پیابر را مسلمان کرده. اعرابی که خود سخنور بوده اند و شعرای بسیاری داشته اند در برابر نظم و آهنگ کلام خدا سر فرود آورده اند. از طرفی کفاری که تعصب چشمانشان را کور و گوشهایشان را سنگین کرده بود قرآن را نمی پذیرفتند. گاهی به پیامبر تهمت شاعری می زدند و گاهی قرآن را افسانه های پیشین می خواندند.

برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند. به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است:

۱- سوره ۲ آیات ۲۳ و ۲۴

و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كردهايم شك داريد پس اگر راست مىگوييد سورهاى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد. پس اگر نكرديد و هرگز نمىتوانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد.

۲- سوره ۱۷ آیه ۸۸

بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند.

۳- سوره ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴

يا مىگويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مىگوييد ده سوره برساختهشده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مىتوانيد فرا خوانيد. و اگر آنها دعوت شما را نپذيرفتند بدانيد با علم الهي نازل شده و هيچ معبودي جز او نيست آيا با اينحال تسليم ميشويد؟

۴- سوره ۱۰ آیات ۳۸ و ۳۹

يا مىگويند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مىگوييد سورهاى مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا مىتوانيد فرا خوانيد.بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تاويل آن برايشان نيامده است كسانى [هم] كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبرانشان را] تكذيب كردند.

۵- سوره ۵۲ آیات ۳۳ و ۳۴

مىگويند آن را بربافته [نه] بلكه باور ندارند. پس اگر راست مىگويند سخنى مثل آن بياورند.

بر طبق این آیات خداوند ناباوران را به آوردن سوره ای شبیه قرآن فرا می خواند. کفار زمان پیامبر با همه سخن وریشان و تسلطشان به زبان عربی نتوانستند این کار را بکنند. آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک ، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند. اکنون که قرنها از این فرا خوانی قرآن می گذرد، عده ای از مخالفان قرآن که نه تنها نظم و زیبایی ظاهری قرآن را درک تکرده اند بلکه مفهوم و معنی قرآن را نیز متوجه نمی شوند، ادعا می کنند که تقلید از قرآن و نوشتن سوره ای مثل سوره های قرآن کاری ساده است. بعضیها پا را فراتر گذاشته و اشعار حافظ و فردوسی و شاعران دیگر را برتر از قرآن می دانند. این عده خود درک نمی کنند که سخنور و شاعر برجسته ای چون حافظ خود به اعجاز قرآن اذعان داشته چرا که شعر میسروده و تفاوت شعر خود با قرآن را درک می کرده. قرآن برای این موضوع مثال عصای موسی را می آورد. وقتی که موسی عصای خود را به اذن خداوند تبدیل به مار کرد ، فرعون که احاطه علمی نداشت و تعصب چشمانش را کور کرده بود معجزه موسی را نمی پذیرفت در حالیکه جادوگران او که فرعون برای مبارزه با موسی فرا خوانده بود ، ضعف و محدودیت خود را درک می کردند و با دیدن معجزه موسی ایمان آوردند. چرا که آنها بر خلاف فرعون می دیدند که کار موسی از عهده یک انسان خارج است و تنها یک قدرت مافوق طبیعی و برتر از عهده آن بر می آید.

در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد تصمیم گرفتم که از دید یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند سوره های قرآن بنویسم یا نه. اگر در انتها اذعان کردم که اینکار نه تنها از عهده من بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.

برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم. سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ : ما تو را [چشمه] كوثر و فراوانی تعمت داديم

فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ : پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن

إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ : دشمنت خودبىتبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود

با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است. پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد. از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند. کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند. در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که این سه لغت تنها و تنها یکبار و آنهم در این سوره آمده اند. این یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود او باید با لغاتی که نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند. ما شاید بتوانیم از سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم. تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام و فعلا بسیار تحت تاثیر قرار گرفته ام.

در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود برای من که ایمان بیاورم نه تنها من بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد. آیات پیشگویی هستند در مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست. پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و دشمنانش همه کوتاه دست ماندند. هیچ انسانی هرگز نخواهد توانست آینده را پیشگویی کند. اگر اعراب زمان پیامبر در برابرنظم و آهنگ سوره کو ثر سر تسلیم فرد آوردند اکنون ما باید سر تعظیم بر مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم اذعان می کنیم که این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:

و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمىداند و آنچه در خشكى و درياست مىداند و هيچ برگى فرو نمىافتد مگر [اينكه] آن را مىداند و هيچ دانهاى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است.

سوره های دیگر هر کدام داستانی دگر دارند و عظمتی دگر. ما با دانش اندکمان تنها در حد و اندازه فهممان می توایم از قرآن استفاده کنیم و با توصل به خدا قرآن را راهنمای مسیرمان قرار دهیم.

پيش بينی آينده اسلام

اسلام پیروز است

يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

«می خواهند با فوت کردنهای خود نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا نور خود را کامل خواهد کرد هر چند افراد حق ستيز آنرا خوش نداشته باشند». آیه ۳۲ سوره ی توبه

پيش از اينکه اسلام پيروز بشود و در جامعه مستقر بشود، آيه پيش بينی می کند که خدا نور خود (که منظور از آن قرآن و اسلام است) را کامل خواهد کرد. اگر محمد اسلام را از خود درآورده می بود، اينقدر می فهميد که احتمال می داشت فردا پس فردا فوت کند يا کشته بشود، يا اصلاً تا آخر عمر موفق نشود که اسلام را در جامعه مستقر کند، در آنصورت برای هواداران وی روشن می شد که اگر قرآن حرف خدا می بود، خدا می بايست می دانست که اسلام بالاخره کامل خواهد شد يا نه. روشن است که گفته های اينچنينی فقط می تواند گفته خدا باشد.