به ماسبت عید غدیر (شان نزول آیات ابتدایی سوره معارج )

هنگامی که رسول خدا (ص) امام علی (ع) را در روز عید غدیر خم به خلافت برگزیدند و در باره امام علی (ع) فرمودند:

من کنت مولاه فعلی مولاه

چیزی نگذشت که این مساله خبرش پیچید.نعمان بن حارث خدمت پیامبر رسید و گفت :تو به ما دستور دادی که به یگانگی خدا و این که تو فرستاده اش هستی شهادت دهیم.ماهم شهادت دادیم

دستور به جهاد و حج و نماز و روزه و زکات دادی .ماهمه این ها را پذیرفتیم.

اما با اینها راضی نشدی تا این که این جوان – حضرت علی (ع) – رابه جانشینی خود منصوب کردی و گفتی من کنت مولاه فعلی مولاه

آیا این سخن از ناحیه توست یا از سوی خداست؟

پیامبر (ص) فرمودند:قسم به خدایی که که معبودبی جز او نیست این از ناحیه خدا است.

نعمان روی برگرداند در حالی که می گفت:خداوندا اگر این سخن حق است و از ناحیه تو ،سنگی از آسمان بر ما بباران

این جا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود امد و او را کشت و آیات زیر نازل گشت.

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ

 لِلْكَافِرِينَ لَيسَ لَهُ دَافِعٌ

مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ

ترجمه:

تقاضاکننده‌اي تقاضاي عذابي کرد که واقع شد

اين عذاب مخصوص کافران است، و هيچ کس نمي‌تواند آن را دفع کند،

از سوي خداوند ذي المعارج  خداوندي که فرشتگانش بر آسمانها صعود و عروج مي‌کنند

شان نزول آیه ی 53 سوره ی زمر

یک موضوع جدید(( شان نزول آیات )) به موضوعات اضافه شد .این اولین پست این موضوع می باشد .برای اینکه مطلب جذاب و جالب شود ابتدا شان نزول رو آوردم و بعد از ان آیه ی مرتبطه را....لطفا نظر دهید

و اما چه شد که ایه نازل شد:

جوانی سخت ناراحت و گریان نزد پیامبر (ص ) آمد و گفت :از خشم خدا می ترسم .

پیامبر فرمود مگر شرک آورده ای ؟

گفت : نه .

فرمود : خون ناحق ریخته ای ؟

جواب داد :نه ؟

 فرمود :خدا گناه تو را می آمرزد هر اندازه که بزرگ باشد.

جوان گنهکار ادامه داد:گناه من از آسمان و زمین و عرش و کرسی هم بزرگتر است.رسول اکرم (ص ) فرمودند :گناهت از خداهم بزرگتر است ؟!

جوان گفت نه ، خدا از همه چیز بزرگتر است.

فرمود:برو توبه کن که خدای بزرگ گناه بزرگ را می آمرزد.

بعد فرمود :آخر بگو گناهت چیست ؟

 گفت : ای رسول خدا (ص) از روی تو شرم دارم که بازگو کنم.

فرمود :آخر بگو ببینم چه کرده ای ؟!

عرض کرد : هفت سال نبش قبر می کردم و کفن های مردگان را برمی داشتم تا اینکه روزی به هنگام نبش قبر به جسد دختری از انصار برخوردم .بعد از آنکه اورا برهنه کردم شیطان مرا وسوسه کرد و گناه بزرگی از من سر زد......

هنگامی که سخنش به اینجا رسید پیامبر سخت برآشفت و نارحت شدو فرمودند: این فاسق را بیرون کنید و رو به سوی او کرده و اضافه کردند: تو چقدر به دوزخ نزدیکی ؟!

جوان بیرون آمد در حالی که سخت گریه می کرد،سربه بیابان گذاشت و گفت :ای خدای محمّد !اگر توبه ی مرا می پذیری پیامبرت را از آن با خبر کن و اگر نه آتشی از اسمان بقرست و مرا بسوزان و از عذاب آخرت برهان .اینجا بود که وحی نازل شد و جبرئیل ایه ی ذیل را بر آن حضرت خواند و توبه آن جوان را پذیرفت.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

قُلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است ( زمر / 53)