حافظ قرآن

قرآن همیشه حافظان بسیاری داشته ،صاحب کتاب انیس الاعلام می گوید:((مسیحیان کتاب مقدس را نمی خوانند تا چه درسد به اینکه حفظ کنند ))او می گوید:من به چشم خودپانصد حافظ قرآن دیده ام ،ولی هرگز حافظ انجیل ندیده ام .یکی از علمای مسیحیّت به نام میخائیل مشاقّه از علمای پروتستانت در خاتمه ی کتاب خود می گوید : روزی از یکی از دانشمندان مسیحی پرسیدم چند بار انجیل را مطالعه کرده ای ؟

گفت:من بعضی از مواقع مقداری خوانده ام ،ولکن در دوازده سالی که مشغول خدمت شده ام هیچ نخوانده ام.

فخرالاسلام می گوید :در صدر اسلام بیش از صد هزار حافظ قرآن بود و در تمام اروپا هیچ حافظ انجیل وجود نداشته وندارد

شان نزول آیه ی 53 سوره ی زمر

یک موضوع جدید(( شان نزول آیات )) به موضوعات اضافه شد .این اولین پست این موضوع می باشد .برای اینکه مطلب جذاب و جالب شود ابتدا شان نزول رو آوردم و بعد از ان آیه ی مرتبطه را....لطفا نظر دهید

و اما چه شد که ایه نازل شد:

جوانی سخت ناراحت و گریان نزد پیامبر (ص ) آمد و گفت :از خشم خدا می ترسم .

پیامبر فرمود مگر شرک آورده ای ؟

گفت : نه .

فرمود : خون ناحق ریخته ای ؟

جواب داد :نه ؟

 فرمود :خدا گناه تو را می آمرزد هر اندازه که بزرگ باشد.

جوان گنهکار ادامه داد:گناه من از آسمان و زمین و عرش و کرسی هم بزرگتر است.رسول اکرم (ص ) فرمودند :گناهت از خداهم بزرگتر است ؟!

جوان گفت نه ، خدا از همه چیز بزرگتر است.

فرمود:برو توبه کن که خدای بزرگ گناه بزرگ را می آمرزد.

بعد فرمود :آخر بگو گناهت چیست ؟

 گفت : ای رسول خدا (ص) از روی تو شرم دارم که بازگو کنم.

فرمود :آخر بگو ببینم چه کرده ای ؟!

عرض کرد : هفت سال نبش قبر می کردم و کفن های مردگان را برمی داشتم تا اینکه روزی به هنگام نبش قبر به جسد دختری از انصار برخوردم .بعد از آنکه اورا برهنه کردم شیطان مرا وسوسه کرد و گناه بزرگی از من سر زد......

هنگامی که سخنش به اینجا رسید پیامبر سخت برآشفت و نارحت شدو فرمودند: این فاسق را بیرون کنید و رو به سوی او کرده و اضافه کردند: تو چقدر به دوزخ نزدیکی ؟!

جوان بیرون آمد در حالی که سخت گریه می کرد،سربه بیابان گذاشت و گفت :ای خدای محمّد !اگر توبه ی مرا می پذیری پیامبرت را از آن با خبر کن و اگر نه آتشی از اسمان بقرست و مرا بسوزان و از عذاب آخرت برهان .اینجا بود که وحی نازل شد و جبرئیل ایه ی ذیل را بر آن حضرت خواند و توبه آن جوان را پذیرفت.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

قُلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است ( زمر / 53)

بِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی (طه / 25 )

:: برای دریافت  عکس بر روی عبارت زیر آن کلیک کنید :: با تشکر

بِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی

آیه ی مباهله

                                                  ....:: آیه ی مباهله  :....

(( فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ)) (۶۱/ آل عمران)يعنى : ((هرگاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. )).

اين آيه شريفه ، راجع به جريان ((مباهله )) است كه عده اى از نصاراى نجران ، به مدينه آمده و با رسول خدا - صلى الله عليه و آله - درباره عيسى - عليه السلام - به مجادله برخاستند. حضرت فرمود: عيسى بنده خدا بود. طعام مى خورد، آب مى آشاميد، بول و غائط مى كرد. آنها گفتند: پدرش چه كسى بود؟ وحى آمد كه از آنها بپرس درباره آدم چه مى گويند آيا بنده مخلوق نبود كه مى خورد مى آشاميد و  و زن مى گرفت ؟ گفتند: آرى . فرمود: پس ‍ پدر حضرت آدم چه كسى بود؟ آنها در جواب عاجز ماندند اما درباره حضرت عيسى قانع نشدند.حضرت به آنها فرمود: با من مباهله كنيد اگر راستگو باشم عذاب بر شما نازل شود و اگر دروغگو باشم عذاب بر من نازل گردد. گفتند: با انصا ف سخن گفتى لذا وعده مباهله گذاشتند.قرار شد روز 24 ذيحجه از سال دهم هجرت ، مباهله انجام شود. رسول خدا - صلى الله عليه و آله - با اطمينان به وعده خدا و با كمال آرامش ، به محل مباهله آمد على بن ابيطالب در پيش ، فاطمه زهرا در پشت سر و آن حضرت نيز در وسط، دست حسنين - عليهم السلام - را گرفته و حركت مى كردند. سپس آن بزرگوار، دو زانو نشست و آماده مباهله گرديد.رئيس نصارا از ديدن آن منظره كه چگونه رسول خدا- صلى الله عليه و آله - با آن اطمينان خاطر به محل آمده ، دانست كه اگر آن حضرت ذره اى در حقانيت خويش و در وعده خدا شك داشت اقدام به چنين كارى نمى كرد لذا او دانست كه در صورت مباهله ، نصارا از بين خواهند رفت . بدين خاطر به طرفداران  خود چنين گفت :(( يا معشر النصارى انى لارى وجوها لوشاء الله ان يزيل الجبل من مكانه لازاله بها فلا تباهلوا فتهلكوا... ))يعنى : ((اى گروه نصارا! من چهره هايى را مى بينم كه اگر خدا بخواهد كوهى را از جايش بركند، بخاطر آنها برمى كند، مباهله نكنيد و گرنه هلاك خواهيد شد...)) آنها نيز مباهله نكرده و به جزيه حاضر شدند و حضرت هم از آنها پذيرفت .

تفکری در ترجمه

 

*********************************************************

آیه ی ششم سوره ی مبارکه ی عنکبوت (( تلاش ))

کسی که جهاد و تلاش کند، برای خود جهاد می‌کند؛ چرا که خداوند از همه جهانیان بی نیاز است

.وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا یجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِی عَنِ الْعَالَمِینَ

.

.

.

مَنْ جَاهَدَ = هرکه بکوشد

ِ انَّمَا = جز این نیست

یجَاهِدُ = می کوشد

.

.

.

وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا یجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِی عَنِ الْعَالَمِینَ

کسی که جهاد و تلاش کند، برای خود جهاد می‌کند؛ چرا که خداوند از همه جهانیان بی نیاز است

 

******************************************************