برگ های خشک
روزی پیامبر (ص)همراه سلمان فارسی در صحرا بودند.آنها زیر سایه ی درخت خشکی نشسته بودند. باد گرمی می وزید و بونه های صحرا را با خود به این طرف و آن طرف می برد.ناگهان پیامبر(ص) شاخه خشکیده درخت را با دستش گرفت و چند بار تکان داد.برگ های زرد و خشک شده بر روی خاک داغ صحرا ریخته و خش خش کنان روی زمین کشیده شدند.سلمان باچشم های گرد شده از تعجب ، نگاه می کرد و چیزی نمی گفت.پیامبر متوجه نگاه خیره او شد ، تبسم کرد و پرسید:نمی پرسی چرا این کار را کردم؟ خنده روی لبهای سلمان دوید :شما بفرمایید! پیامبر نگاهش را به چشم های درشت و سیاه سلمان دوخت و با نرمی گفت:وقتی انسان وضو می گیرد و به دنبال آن نماز می خواند، انگار گناهانش مانند برگ های خشک این شاخه فرو می ریزد. بعد آهی کشید و از ته دل آیه ای از قرآن کریم را خواند
إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ![]()
خوبيها بديها را از ميان مىبرد اين براى پندگيرندگان پندى است
آیه ۱۱۴ سوره مبارکه هود
منبع:امالی شیخ طوسی ،جلد اول ، صفحه ۱۷۰
کافیست با روح تسلیم و ایمان و عشق به واقعیت و به دور از لجاجت و کینه به قرآن نگریست . آنگاه خواهید دید قران را ه چاره ی همه چیز است . خواهید دید قران سازنده ی شخصیت و پرورش روح است همه ی امور برای شما روشن می شوند. حس خواهید کرد با خواندن قران به قلبتان نفوذ می کند و مایه ی آرامشتان است.